ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

255

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) طبقهء چهارم ايوب بن ابى تميمة سختيانى « 1 » كنيه‌اش ابو بكر و از آزاد كردگان و وابستگان قبيله عنزة بوده است ، نام ابو تميمه كيسان بوده است ، ايوب محدثى مورد اعتماد و جامع و استوار و عادل و پارسا و پردانش و حجت بوده است . عارم بن فضل از گفتهء حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * ايوب يك سال پيش از طاعون جارف « 2 » زاده شده است ، كس ديگرى غير از عارم مىگفت كه طاعون جارف به سال هشتاد و هفت بوده است . عفان بن مسلم و عارم بن فضل هر دو از حماد بن زيد از گفتهء ميمون پدر عبد الله بن ميمون ما را خبر دادند كه مىگفته است * پيش حسن بصرى بوديم ، ايوب هم آن جا بود ، و دربارهء چيزى از حسن پرسيد و سپس برخاست ، حسن بصرى هم برخاست و از پى او رفت و چون ايوب به جايى رسيد كه صداى حسن بصرى را نمىشنيد ، حسن بصرى گفت اين سرور جوانان است . عارم بن فضل ما را خبر داد و گفت حمّاد بن زياد از ابو خشينة براى ما نقل كرد كه مىگفته است * روزى محمد بن سيرين حديثى نقل كرد ، پرسيدند كه اين را از چه كسى نقل مىكنى ؟ گفت ايوب سختيانى آن را براى من حديث كرد و بر شما باد به فرا گرفتن از او . عارم بن فضل از حماد بن زيد از خود ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه محمد بن سيرين شروع به خواندن وصيت خود كرد من خواستم برخيزم و فاصله بگيرم ، گفت بر جاى باش كه از تو چيزى پوشيده نيست . عارم بن فضل از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * هيچ كس را نديدم كه بيشتر از ايوب و يونس به هنگام پاسخ بگويد نمىدانم ، و ابن عون در اين باره چيز شگفت انگيزى بود .

--> ( 1 ) سختيان به معنى پوست دباغى شده بز و نام شهرى است كه ايوب منسوب به آن است . به منتهى الارب مراجعه فرماييد . ( 2 ) چون اين طاعون مردم را ريشه كن و درو كرده است به جارف مشهور است . به لسان العرب مراجعه فرماييد .